تبليغاتX
وارونه - بهارتان جاودان

بهار آمد، نبود اما حیاتی

درین ویرانسرای محنت آور

بهار آمد، دریغا از نشاطی

که شمع افروزد و بگشایدش در!

·     وقتی خوشی وظیفه می شه، وقتی وظیفته که خوشحال باشی و نیستی ظلم مضاعفه، وقتی باید خودتو با این واژه ها قانع کنی؛رسم زندگی، باید عادت کنی، بی خیال، گورباباش و به درک. وقتی فکرش و می کنم از خودم بدم می یاد از بس که پشت این واژه ها سنگر گرفتم و راحت از همه چیز می گذرم، این واژه ها بوی تسلیم  شدن می دن،چاره ایم نیست؛ پس بهتره عادی باشم وبخندم ، بهتره عادت کنم، بخندم و خوشحال باشم که هنوز می تونم عادت کنم، پوزخند بزنم و بگم به درک، گور بابای زندگی...

·         غرق روزمرگیم، حرف حساب ندارم.

·         از ناله گذشته: امیدوارم سال 87 خوبی باشه و مثل 86 هر روز با یه خبر وحشتناک شوکمون نکنه، بهارتان جاودان...

 

نوشته شده توسط نیلوفر در یکشنبه چهارم فروردین 1387 |