تبليغاتX
وارونه - لنا، ماجرای جنگ و داستان ده ما

کشتن، ضایع کردن حق، شکنجه، مثله کردن، گور دسته جمعی، تیرباران، اعدام، سنگسار، قطع اعضاء بدن و... تک تک این اعمال وحشیانه از انسان سر می زند، فاجعه و فلاکت زمانی بیشتر رونمایی می کند که برای چند کیلومتر این ور و یا  آن ور بودن مرز یک کشور ویا مسائل عقیدتی آتش جنگ بر افروخته می شود، بطور کلی برای اثبات قدرت و یا تسخیر و اشاعه یک اندیشه و یا شاید به بهانه برتری یک نژاد آتش  افروزان هیزم این جنگ بیشتر می کنند.

واقعه ای که کتابهای تاریخ مملو از آن است، جنگ های جهانی که بعد از انقلاب صنعتی و صنعتی شدن و ایجاد پشتوانه ها و سلاح های آهنین به وقوع پیوست جزء وحشیانه ترین جنگ هاست فرقی ندارد، داستان ها و خاطرات افراد از جبهه غرب ویا شرق هر چه هست جزء نکبت ، بدبختی و سیه روزی برای مردم چیزی به ارمغان نیاورد و نمی آورد. به یاد ندارم داستانی از جنگ ها دیده ویا شنیده باشم که مرگ یک سرباز جوان لرزه بر تن من خواننده و تک تک شخصیت های کتاب نینداخته باشد و یا طفلی که پدر جوان آن در جبهه کشته و مادرش بر اثر بیماری بمباران ویا بیچارگی مرده است، کتاب « لنا، ماجرای جنگ و داستان ده ما» این بار جنگ از دهان یک سرباز، نه یک پزشک و نه راوی داستان زندگی یک جنگ افروز را به تصویر نمی کشد، این بار راوی جنگ جهانی دوم یک دختر بچه روستایی در اتریش است،لنا زندگی دوران جنگ در ده خود با دوستان واهالی ده را شرح می دهد؛ خفقان در برابر نازی ها ،ترس کودکی که جنگ را لمس می کند و خود بصورت مستقیم یعنی در کوره های آدم سوزی و یا جبهه ها و یا اردوگاه های اجباری ساکن نبوده اما حتی در ده ای افتاده این دختر بچه نیز قربانی جنگ است، از خودبیگانگی انسان ها را بخوبی توصیف می کند، وقتی پروانگر نماینده نازی ها در ده حتی برای سگ خود بدنبال جفتی از نژاد برتر و اصیل است با یک اسم آلمانی و توله سگ اصیل،سگ ترسویی از آب در می آید در قسمتی از داستان لنا اینچنین توصیف می کند:

از همه چیز بدتر این بود که پروانگر هرمان را مجبور می کرد، هر بار که او سگ را به باد کتک می گرفت،تماشا کند.آشپز می گفت:«از خود می پرسم کدام یک بدبخت تر است. سگ یا هرمان» (هرمان پسر کوچک پروانگر)

و وقتی همه سگ ها را برای اعزام به جبهه و جنگ می خواندند اول از آن ها تست هوش و شجاعت می گرفتند.

لنا تک تک تغییرات را بصورت ملموس بیان می کند،تغییرات در محتوای دروس، به خصوص درس تاریخ قبل از جنگ با واژگانی همچون اتریش، امپراطوری رایش و... و بعد از حمله نازی ها واژگانی همچون ابر انسان و نژاد نوردیک حتی درس های مدرسه نیز به اقتضای شرایط تغییر می کند.

و هر بار با اعلام حمله هوایی چگونه اضطراب و نگرانی به نهایت می رسد و بعد از پایان حمله زندگی راه خود را می یابد،همانطور که لنا می گوید:«زاغچه ها دور برج کلیسا می چرخیدند و صلیب برج در آفتاب می درخشید.اگر ابرهای خاک و دود روی ایستگاه راه آهن نمی بود،می شد فکر کرد که یک روز آرام پاییزی است،روزی چون روزهای دیگر»

هیچ جنگی، پیروزی نداشته است و بقول هاینریش بل :«تا زمانی که از یک زخم که این جنگ بوجود آورده است خون می چکد،جنگ هنوز به پایان نرسیده است...»

 

لنا،نویسنده؛کته رشایس،مترجم؛روشنک داریوش،نشر دیگر


نوشته شده توسط نیلوفر در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 |