تبليغاتX
وارونه

وقتي از او پرسيدم كه چرا دخترش را تحت عملي قرار داده كه خودش 25 سال پيش از آن رنج برده است جوابي نداشت: " رسم است ." در پشت مقنعه بلند سياهش شانه هايش را به آرامي بالا انداخت: " از كسي در اين مورد سوال نكردم . فقط طبق رسم و رسوممان عمل كردم

• ختنه دختران با چه اهدافى در كشور هاى مزبور انجام مى شود؟

1) قوانين و احاديث مذهبي

2) زناني كه ختنه نشده اند، تمايلات افراطي در مطالبه روابط دارند

3) زنان ختنه نشده پاكيزه نيستند.

4) ختنه شده ها باكره ميمانند و افتخار فاميل كه پيش از ازدواج سكس نداشته اند، مي مانند.

5) بريدن اين بخش، زن را بهنگام زايمان حمايت ميكند.(درصورتي كه به تجربه و با اتكا به دانش پزشكي مشكلات و ريسك هاي بريدن مجدد اين بخش بسيار بزرگتر و تهديدي براي زايمان طبيعي و بي خطر ميباشد.

6) روح خبيث در اين بخش از آلت تناسلي زن نهفته است و ميبايستي آنرا از ميان برداشت و اين عمل به تولد بچه ياري ميرساند.

7) زنان ختنه نشده كرم هائي دارند كه توسط سوراخ باز آلت تناسلي ميتواند به داخل بدن زن نفوذ كنند.

8) اين عضو زن در هنگام ارتباط جنسي به آلت تناسلي مرد ضربه ميزند و ميتواند مرد را خواجه كند.

9) گفته ميشود كه بريدن اين بخش از بدن زن، او را در دوباره زائي حمايت ميكند.

10) اين اقدام باعث ميشود كه قيمت عروس بالا برود ضمن اينكه باكره بودن وي باعث افتخار خانواده اوست.

11) زناني كه ختنه نشده اند ميتوانند اينطور محاسبه كنند كه بچه هايشان در جامعه مقبوليت نخواهند داشت.

12)براساس ادعاى مسلمانان آفريقايى طبق دستور اسلام

13)مفيد بودن از لحاظ بهداشتى

14)نگهدارى از باكرگى دختران جوان تا زمان ازدواج

15) كنترل تمايلات جنسى دختران تا قبل از ازدواج براساس سنت قديمى آفريقايى

16) اطمينان دادن به شوهر آينده از جنبه پاك بودن دختر

17) زيباگرايى و بهداشتى بودن بدن دختر

18) پيدا كردن روح پاك


 

ختنه به عنوان یک واقعه اجتماعی که تحت لوای سنت اینچنین پا برجا، از دوران فراعنه تا کنون باقی مانده قابل تامل است.

ختنه دختران یکی از اعمال خشونت آمیز نسبت به زنان و دختران است،با توجه به عوارض جانی این عمل بصورت منطقی بر بیهودگی این رسم بی شک باید ایمان آورد، اما مساله اساسی این است که عقل جمعی در جوامع از گذشته تا امروز مدافع این رسم بوده، مساله زمانی عریان تر می شود که دختران و زنان جوان مدافعان و موافقان این رسم هستند، با توجه به این که امروزه علمای دینی این عمل را قانون شرع نمی دانند، علت دوام این رسم در چیست؟

تصور غالب این است که عمل ختنه از به انحراف کشیدن دختران و جامعه جلوگیری می کند و باعث پاکدامنی دختران و سالم بودن جامعه می شود(بریدن آلت جنسی بیرونی باعث از بین رفتن لذت و میل جنسی در خانم ها می شود)، مسائل جنسی همواره با تهدید و ترس همراه بوده، تابو های جامعه بشمار می آیند ؛حرف زدن،آگاهی داشتن نسبت به ارگانیسم و بدن خود تابو محسوب می شود واین مساله خود باعث استثمار جنسی دختران و زنان جوامع می شود، با توجه به تابو بودن مساله جنس و جنسیت زندگی اکثر این جوامع بر محور این تابو می چرخد؛ از نوزادی نگاه به دختر وپسر متفاوت است.

عمل ختنه نمود کامل کالا پنداری زنان و دختران جامعه است،جامعه ای مردسالار و بکارت بعنوان سند و ختنه تضمین این معامله است در این بستر فکری است که ختنه موجه و عامل پاکدامنی بشمار می رود وبعبارتی ناموس پرستی است.

با توجه به عوارض ناشی از آن ، مادری که خود قربانی شده فرزند خود را هم قربانی می کند و بعد از بهبودی جامعه و اطرافیان به او می قبولانند که اکنون او پاکدامن است، زندگی آینده او تضمین است چون پاکدامن است ازدواج وی تضمین شده است و کالای مطمئنی برای معامله و اگر مقاومت کند؛خانواده،باور عمومی و جامعه و... به او انگ نا پاکی و... می زند،پدر، برادرننگ را پاک خواهند کرد و زندگی زناشویی نخواهد داشت،چه بسا که این اجبار های اجتماعی و انگ زنی ها باعث دوام این رسم شدند و راه فراری باقی نگذاشته اند .

این کالا انگاری تحت لوای ناموس پرستی در سودان آشکار تر است که ختنه فرعونی انجام می شود (بعد از بریدن کل دستگاه تناسلی بیرونی آن را به هم می دوزند، در قبل از ازدواج و پس از طلاق)

جامعه ای  که به افراد خود اینچنین بی اعتماد است و اینچنین آنها را گناهکار و منحرف می داند که باید کنترل دقیق شوند،چه جایگاهی دارد؟ چرا برای حل مساله ای مثل فحشا و یا انحراف آقایان به آگاهی و آموزش افراد جامعه نمی پردازد و اینچنین امیال جنسی را سرکوب می کند؟ چرا از پیش افراد جامعه خود را مجرم می پندارد؟ آیا در جامعه ای که ختنه صورت می گیرد انحرافات جنسی وجود ندارد؟این مکانیزم تا چه حد در به انحراف نکشیدن جامعه درست عمل کرده؟ چرا مساله جنس و جنسیت باید کل فرهنگ یک جامعه را در بر گیرد، چرا نباید به افراد خود بیاموزد که جنس و جنسیت در زندگی است و نه تمام آن.


گزارش سازمان ملل از ختنه دختران
 
Help Stop Female Genital Mutilation
 
كمپين عليه ختنه دختران
 
این متن کنفرانس کلاسیم در این مورد که منبع آن جستجوی اینترنتی، در آن سعی کردم بصورت جامع و مانع شرح از چگونگی،تاریخچه،اهداف و گزارش های بین المللی و... باشه امیدوارم مفید باشه، توصیه می کنم برای مطالعه بیشتر در گوگل جستجو کنید، البته تصاویر و حذف کردم.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط نیلوفر در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 |

«در 1970جامعه بین المللی ضرورت اعلام تعریف مجددی از نقش و پایگاه زن در توسعه را احساس نمود. از آن هنگام به بعد تمایل به پذیرش در خواست های زنان افزایش یافت و سهم بالقوه آنان در تولید و نیاز به یکپارچه نمودن آنها در فرایند توسعه نه فقط به مثابه بهره گیران ازآن بلکه به مانند شرکت کنندگان فعال درآن شناخته شد. در این رویکرد جدید به توسعه،تعلیم و تربیت موضع عام تری یافت و اصل برابری جنسی در دسترسی به امکانات آموزشی برای کل جمعیت واجب التعلیم مطرح گردید.» (مقاله زن،سواد و توسعه-فصلنامه فرهنگ،علوم اجتماعی-تابستان و پاییز 1376)

با پذیرفتن این مهم که تولد مفاهیم اجتماعی،در سایه بستر فرهنگی و ضرورت اجتماعی آن ایجاد می شود،مطرح شدن مفاهیم برابری خواهی در تمامی حوزه ها (بالاخص حوزه زنان) فرزند خلف اجتماع و فرهنگ دگرگون شده در پرتو تغییرات اقتصادی بود.

انگلس در کتاب وضع طبقه کارگر در انگلستان(1925)اینچنین توصیف می کند:

«زنان شوی نکرده،که در کارخانه ها رشد می کنند،حال و روز بهتری از زنان شوی کرده ندارند.بخودی خود روشن است،که دختری که از 9سالگی شروع بکار در کارخانه کرده،امکان آشنایی با کارهای خانگی را نداشته است،و اینکه همه زنان کارگر در این مورد بکل بی تجربه بوده و اصولا بدرد خانه داری نمیخوردند،از همین ناشی می شود.آنها نمی توانند بدوزند،ببافند،بپزند یا بشورند،آنها با معمولی ترین کارهای یک زن خانه دار نا آشنا بوده و از چگونگی رفتار با کودکان اصولا هیچ نمیدانند.»

وی معتقد است:نقش های جنسیتی یکی از صور بازتاب قدرت می باشد که به موازات نابرابری های طبقاتی یا نژادی مطرح شده و اساسا از وضعیت اقتصادی فرد در جوامع بر می خیزد (انگلس1975)

در کنار تغییر وضعیت اقتصادی،نقش آموزش در ارتقا پایگاه اجتماعی-اقتصادی زنان بسیار ملموس است،سبب درک نقش واقعی فرد در جامعه و شناخت جایگاه واقعی و ارتقا بارآوری افراد و در نتیجه کل جامعه می شود،تغییر در نقش زنان بعنوان بهره گیران به عناصر فعال و سازنده جامعه نیز بی تردید منجر به تغییر نقش ها در جامعه می شود،جنبش های اجتماعی و برابری خواهانه محصول همین تغییرات در جوامع اند. از آن سو جوامع در مقابل تغییرات اقتصادی و فرهنگی پیش رونده توانایی ایستادگی و مقاومت ندارند، بی تردید در برابر مفاهیم اجتماعی مطرح شده در پرتو آن تغییرات نیز بسیار شکننده و آسیب پذیر خواهند بود.

نوشته شده توسط نیلوفر در جمعه دوم آذر 1386 |